سفارش تبلیغ
صبا ویژن
[ و فرمود : ] آن که به عیب خود نگریست ، ننگریست که عیب دیگرى چیست ، و آن که به روزى خدا خرسندى نمود ، بر آنچه از دستش رفت اندوهگین نبود ، و آن که تیغ ستم آهیخت ، خون خود بدان بریخت ، و آن که در کارها خود را به رنج انداخت ، خویشتن را هلاک ساخت ، و آن که بى‏پروا به موجها در شد غرق گردید ، و آن که به جایهاى بدنام در آمد بدنامى کشید ، و هر که پر گفت راه خطا بسیار پویید ، و آن که بسیار خطا کرد شرم او کم ، و آن که شرمش کم پارسایى‏اش اندک هم ، و آن که پارسایى‏اش اندک ، دلش مرده است ، و آن که دلش مرده است راه به دوزخ برده . و آن که به زشتیهاى مردم نگرد و آن را ناپسند انگارد سپس چنان زشتى را براى خود روا دارد نادانى است و چون و چرایى در نادانى او نیست ، و قناعت مالى است که پایان نیابد ، و آن که یاد مرگ بسیار کند ، از دنیا به اندک خشنود شود ، و آن که دانست گفتارش از کردارش به حساب آید ، جز در آنچه به کار اوست زبان نگشاید . [نهج البلاغه]
لوگوی وبلاگ
 

دسته بندی موضوعی یادداشتها
 

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :22
بازدید دیروز :10
کل بازدید :23565
تعداد کل یاداشته ها : 57
04/1/17
4:30 ع

 همه عمر من نشستم
که ببارد آسمانی 
نه ز من دعای باران
نه ز ابر میل یاری
به دلم نشست تیری 
ز کمان مهربانی
نه به غیر می توان گفت
نه به گوش آشنایی
همه فصل های عمرم 
به سر آمد و نیامد
نه خزان دلفریبی
نه بهار دلربایی
به دلم فتاده روزی 
به سر آید این جدایی
نه دو چشم خیس خفتد
نه براید آفتابی
تو بگو کجا بجویم 
دل عاشقی که بردی
نه به آسمان نشانی
نه به خاک ، رد پایی
به که گویم عاشقت را 
به جنون تو می کشانی
نه به قهر رخ بتابی
نه سلام من جوابی
به خدا سپرده بودم 
به سفر غریب دل را
نه اجابت دعایی
نه به سینه مانده آهی
چه حکایت غریبی 
ز دل شکسته گفتم
که یکی نبود جز او
که یکی نمانده باقی